عبد الحي حبيبى

80

تاريخ افغانستان بعد از اسلام ( فارسى )

است و دو نفر عالم غربى ماريك و هيننگ آن را بمعنى مالك و صاحب اختيار و معادل AUTOKRATOR و خديو فارسى ، و KHEDIV توركى و KHEDIVE فرانسوى دانسته‌اند . از ضبط نام كابلشاه بر مسكوكات و ضبط كتيبهء بغلان نزديكى هر دو نام روشن مىآيد ، و معلومست كه اصل آن در زبان درى قديم قبل الاسلام افغانستان خودى XOADE بود ، و در آخر آن يك ( گ ) تجليلى اضافه شده كه همين ( گ ) در ازمنهء بعد به ( ك ) تجليل و تحبيب تبديل گرديده و تاكنون در پنبتو و فارسى براى همين مقاصد به نظر مىآيد « 1 » تسميه به چنين نام تاريخى در بين مردم افغانستان تا حدود قرن دهم هجرى هم معمول بود ، چنانچه يكى از اجداد احمد شاه بابا سلطان خودكى يا خدكه نامداشت كه فرزند خواجه خضر بن سد و خان معروف سرسلسله طايفهء سد و زيان افغانى بود ، و تمام احفاد اين جد را در سلالهء سد و زايى ( خودكى ) مىنامند « 2 » و در همين دودمان مولفى بنام اكبر خودكه گذشته كه رساله‌يى را در تاريخ طايفهء خويش نوشته بود ، و راورتى محقق افغان‌شناس انگليسى اين نام را KHADKAH خوانده و گويد كه در كتاب تذكرة الملوك خطى مطالبى بحوالت رسالهء اكبر خدكه نقل شده است . « 3 » سپاله‌پتى ديگر از شاهان اين سلسله سپاله پتى ديوا SPALA PATI DEVA است كه فقط او را از روى بسا مسكوكات بازيافته‌اش مىشناسند و در كتب تاريخ ازو اثرى پديدار نيست و اين مسكوكات به خط ناگريست .

--> ( 1 ) - براى شرح و تفصيل رجوع شود به كتاب مادر زبان درى و تحليل كتيبهء سرخ كوتل بغلان طبع كابل 1342 ش . ( 2 ) - حيات افغانى و تاريخ سلطانى و صولت افغانى 338 ( 3 ) - مقدمهء گرامر پنبتو از راورتى طبع لندن و رسالهء مورخان گمنام افغان تاليف من طبع سالنامهء كابل 1325 ش و رسالهء ابداليان پيش از احمد شاه طبع كابل تاليف نويسندهء اين سطور .